وبلاگ همه چیز

مشخصات بلاگ

۴ مطلب با موضوع «تاریخ :: تاریخ روم» ثبت شده است


مارکوس لیسینیوس کراسوس(به لاتین:Marcus Licinius Crassus Dives) در حدود سال ۱۱۴ پ.م به دنیا آمد و در سال ۵۳ پ.م در نبرد سهمگین حران به دست ایرانیان کشته شد. وی به همراه پومپه و ژولیوس سزار یکی از سران حکومت سه نفرهٔ روم بود. اوج موفقیت و معروفیت او در درهم شکستن قیام بردگان در سال ۷۱ پیش از میلاد بود که به وسیلهٔ اسپارتاکوس سازمان یافته بود.

هنگامی که کراسوس ادارهٔ امور سوریه را بر عهده داشت تصمیم به حمله به ایران گرفت. او که شخصی جاه‌طلب٫ مغرور و خودسر بود به گوشزدهایی که اطرافیان او دربارهٔ خطرات و تبعات نبرد با ایرانیان به دادند اهمیت نداد. کراسوس خود را از پیش پیروز می‌دانست ولی در نبرد حران از سورنا سردار پارتی به سختی شکست خورد و سرانجام کشته شد. او سپاهی چهل‌هزار نفری در اختیار داشت که در مقابله با ده‌هزار سوار اشکانی تلفات بسیار سنگینی داد. نبرد حران زمانی اتفاق افتاد که ارد دوم در ایران شاه بود.

در تاریخ ۵۳ پیش از میلاد؛ کراسوس رومی به امپراتوری اشکانی حمله کرده و قوای روم طی نبرد حران شکست می خورند. بنا بر برخی گزارش‌ها، سر کراسوس برای ارد دوم فرستاده می‌شود.[۱]

محتویات

  • ۱ سرکوب شورش بردگان
  • ۲ منابع
  • ۳ References
    • ۳.۱ منابع اصلی و اولیه
    • ۳.۲ آثار مدرن
  • ۴ پیوند به بیرون

سرکوب شورش بردگان

در سال ۷۱ پیش از میلاد، کراسوس شورش بردگان به رهبری اسپارتاکوس را به شدت سرکوب کرد و جاده آپیا را با جنازه‌های به‌صلیب‌کشیده‌شده ۵ تا ۶ هزار برده علامت‌گذاری کرد.[۲]


منابع اصلی و اولیه

  • Plutarch. "Life of Crassus". Parallel Lives. trans. Bernadotte Perrin (Loeb Classical Library ed.).
  • Plutarch. "Life of Crassus". Parallel Lives. trans. John Dryden.
  • کتاب الکترونیکی رایگان Plutarch's Lives Volume III در پروژهٔ گوتنبرگ
  • کتاب الکترونیکی رایگان Letters of Marcus Tullius Cicero در پروژهٔ گوتنبرگ
  • Dio Cassius Book 40, Stanza 26 [۱]

آثار مدرن

  • Bivar, A.D.H. (1983). "The Political History of Iran Under the Arsacids،" in The Cambridge History of Iran (Vol 3:1)، 21–99. Edited by Ehsan Yarshater. London, New York, New Rochelle, Melbourne, and Sydney: Cambridge University Press. ISBN 0-521-20092-X.
  • Marshall, B A: Crassus: A Political Biography (Adolf M Hakkert, Amsterdam, 1976)
  • Ward, Allen Mason: Marcus Crassus and the Late Roman Republic (University of Missouri Press, 1977)
  • Twyman, Briggs L: critical review of Marshall 1976 and Ward 1977، Classical Philology 74 (1979)، 356–61
  • Hennessy, Dianne. (1990). Studies in Ancient Rome. Thomas Nelson Australia. ISBN 0-17-007413-7.
  • Holland, Tom. (2003). Rubicon: The Triumph and Tragedy of the Roman Republic. Little,Brown.
  • Sampson, Gareth C: The defeat of Rome: Crassus, Carrhae & the invasion of the east (Pen & Sword Books, 2008) ISBN 978-1-84415-676-4.
  • Marcus Licinius Crassus
  • Lang, David Marshall: Armenia: cradle of civilization (Allen & Unwin, 1970)



از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۰۲
نجوم


گنیوس پومپیوس ماگنوس (به لاتین: Gnaeus Pompeius Magnus) یا پومپه (به فرانسوی: Pompée) (زادهٔ ۲۹ سپتامبر۱۰۶-مرگ ۲۹ سپتامبر۴۸ پیش از میلاد) جنگ‌سالار و سیاست‌مدار برجستهٔ جمهوری روم بود. او با نشان دادن توانایی‌هایش به یکی از بزرگان روم بدل شد و سولا به وی لقب ماگنوس به معنای بزرگ داد.

او رقیب کراسوس و همپیمان ژولیوس سزار بود. این سه تن سیاست‌مداران نیرومند پایانی جمهوری روم بودند که به نخستین فرمانروایان سه‌گانه نامدار گشته‌اند. با مرگ کراسوس در نبرد با اشکانیان، پومپه و سزار رقیب یکدیگر گشتند. این دو بر سر به دست آوردن فرمانروایی روم به جنگ با یکدیگر پرداختند. پومپه به مصر باستان پناه برد و در آنجا کشته شد.

او در ۶۴ پیش از میلاد به سوریه تاخت و آنتیوخوس سیزدهم را سرنگون ساخت و آن سامان را یکی از استان‌های روم نمود. آنگاه به جنوب روی نهاد و فینیقیه و یهودیه درگیر جنگ درونی را نیز به روم ضمیمه‌کرد.

در سال های ۶۷ تا ۶۳ پیش از میلاد، پومپه سردار رومی، سوریه و ارمنستان را فتح کرده و آخرین پادشاه سلوکیان را از سلطنت عزل می‌نماید. جمهوری روم همسایه پادشاهی اشکانی می‌شود.[۱]



منابع

  1. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org

Wikipedia contributors, "Pompey," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Pompey&oldid=218789011 (accessed June 14, 2008).



از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۵۸
نجوم


گایوس ژولیوس سزار (به لاتین: Gaius Iulius Caesar، تلفظ: گایوس یولیوس کایسار) یا ژول سزار یا قیصر (زادهٔ ۱۲ یا ۱۳ ژوئیه ۱۰۰ پیش از میلاد - درگذشتهٔ ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد) «دیکتاتور» و رهبر نامدار سیاسی و نظامی جمهوری روم بود.

او در کنار کراسوس و پومپی یکی از فرماندهان سه‌گانه روم بود. اکثر مورخان گشایش سرزمین گل به دست او را یکی از مهمترین وقایع دوران باستان و آغازگر شکل‌گیری تمدن کنونی فرانسه می‌دانند. او همچنین رهبری نخستین لشکرکشی روم به بریتانیا را در دست داشت اگرچه گرفتاری‌هایش با سنا و پومپی آن را بی‌سرانجام گذارد. او همچنین لژیون‌هایش را به آن‌سوی رود روبیکون رهبری نمود.

وی در پی جنگی داخلی که در ۴۹ (پیش از میلاد) به راه‌انداخت فرمانروای بی‌چون و چرای روم گشت. پس از آن به اصلاحاتی کلان در جمهوری روم دست‌زد و راه به سوی خودکامگی پیمود. این کارها دوست پیشین سزار مارکوس یونیوس بروتوس و دسته‌ای دیگر از سناتورها را به کشتن سزار برانگیخت. کشتن سزار چندی بیشتر جمهوری روم را پایدار نگهداشت. دو سال پس از مرگ او سنای روم وی را یکی از خدایان روم شناخت.

محتویات

  • ۱ خاندان قیصر
  • ۲ دوران پیش از کنسولی
  • ۳ دوران کنسولی قیصر
  • ۴ تسخیر گل
  • ۵ دوران انحطاط دموکراسی در روم
  • ۶ جنگ داخلی
  • ۷ دوران دیکتاتوری قیصر
  • ۸ مرگ
  • ۹ منابع

خاندان قیصر

گایوس ژولیوس سزار نسب خود را به یولیوس آسکاینوس، پسر آینیاس، پسر ونوس، دختر ژوپیتر می‌رساند. دودمان یولیانوس در عین تنگدستی از کهنترین و والاتبارترین خانواده‌های روم بود. مادرش آورلیا زنی باوقار و خردمند بود که خانه کوچک خود را در محله بدنام سوبورا که پر از میکده و روسپی خانه بود با صرفه جویی اداره می‌کرد.

دوران پیش از کنسولی

در ترجمه فیلمون هلاند از کتب سوئتونیوس آمده‌است که قیصر در کودکی استعدادی شگرف در فراگرفتن و آموختن داشت. آموزگارش در زبان‌های لاتین و یونانی و سخنوری از اهالی گل بود. وی بزودی شیفته نویسندگی شد و همه وجود خود را در نوجوانی صرف نویسندگی می‌کرد. اما انتصاب به مقام دستیار نظامی مارکوس ترموس در آسیا زندگی او را برای همیشه تغییر داد. در سال ۸۴ قبل از میلاد به رم بازگشت و در اثر اصرار پدرش با زنی به نام کوسوتیا ازدواج کرد؛ ولی چندی پس از مرگ پدرش این زن را طلاق داد و با کورنلیا دختر لوکیوس کورنیلوس کینا ازدواج کرد. هنگامی که سولا به قدرت رسید به خاطر دشمنی با لوکیوس کورنیلوس کینا، به قیصر فرمان داد تا کورنلیا را طلاق دهد و در اثر مخالفت قیصر، سولا اموال او را غصب کرد و نامش را در شمار محکومان به مرگ نهاد. قیصر از ایتالیا گریخت و به سپاهیان روم در کیلیکیا پیوست. بعد از مرگ سولا دوباره به رم بازگشت (۷۸ قبل از میلاد)؛ اما وقتی دید دوباره دشمنانش به قدرت رسیدند یک بار دیگر رهسپار آسیا شد و بعد از تغییرات سیاسی در رم دوباره به زادگاهش بازگشت. بعد از مرگ کورنلیا (۶۸ قبل از میلاد) با پومپیا نوه سولا ازدواج کرد. این ازدواجی سیاسی بود و در نتیجه وی از اینکه به رسم آن زمان روابط خارج از زناشویی داشته باشد پروایی نداشت؛ اما چون آن فاسقان بیشمار و از هر دو جنس بودند در رم به «شوی هر زن و زن هر مرد» معروف شد. وی در نبردهایش نیز به این شیوه ادامه می‌داد و با کلئوپاترا در مصر، شهبانو ائونوئه در نومیدیا و زنان بسیار دیگر در سرزمین گل نرد عشق می‌باخت؛ چندانکه سربازانش او را به طعنه «کچل زناکار» می‌نامیدند و پس از آنکه او گل را فتح کرد رومیان شعری ساختند و در آن همه مردان اهل گل را زینهار دادند که تا قیصر در کشورشان است زنانشان را در غل و زنجیر نگاه دارند. پومپیوس همسرش را طلاق داد چون با قیصر سروسری داشت. سرویلیا خواهر ناتنی کاتو (از دشمنان قیصر) از دلباخته‌ترین معشوقگان قیصر بود. یک بار در سنا، سناتورها با قیصر درافتادند و اصرار کردند تا نامه‌ای را که همان دم به دستش داده بودند با صدای بلند بخواند. قیصر بی آنکه توضیحی دهد نامه را به کاتو رساند، و آن نامه‌ای بود عاشقانه از سرویلیا. سرویلیا همه عمر سودازده قیصر ماند و دشمنان قیصر این زن را متهم می‌کردند که دختر خود را به هوس به قیصر تسلیم کرده‌است. این دختر بعدها زن قاتل اصلی قیصر یعنی کاسیوس[نیازمند منبع] شد.

دوران کنسولی قیصر

هنوز یک سال از مرگ سولا نگذشته بود که قیصر بر ضد گنایوس دولابلا، از کارگزاران حکومت ارتجاعی سولا، اقامه دعوی کرد. دادرسان روم به زیان قیصر رای دادند ولی مردم حملات و نطق درخشان قیصر را ستودند. وی در حرارت و بذله گویی و نطق‌های شورانگیز تالی سیسرون خوانده می‌شد. در سال ۶۸ ق. م کوایستور (خزانه دار) گشت و به خدمت در اسپانیا فرستاده شد. وی سرکردگی چند حمله نظامی به قبایل محلی را به عهده گرفت و شهرهای بسیاری را غارت کرد. در عین حال با کاستن از نرخ بهره وامهایی که صرافان رومی به مردم اسپانیا داده بودند خود را محبوب آنها ساخت. در سال ۶۵ ق. م به مقام شهرداری یا سرپرستی بناهای عمومی رم رسید. پول خود را صرف آراستن میادین بزرگ شهر به وسیله ساختمانها و ستون‌های تازه کرد و دل عامه را با برگزاری بازیها و مسابقات گوناگون در رم به دست آورد. در سال ۶۳ ق. م به مقام پونتیفکس ماکسیموس یعنی پیشوایی دین رومی رسید. در سال ۶۲ ق. م به مقام پرایتوری برگزیده شد و یکی از دین داران سرشناس را به جرم اختلاس مجازات کرد. در همین زمان قیصر مامور سرکوب قیام‌های استقلال طلبانه در اسپانیا شد و این ماموریت را چنان به سرعت به انجام رساند که سنا به مناسبت ورود قیصر به رم رای به برگزاری جشن پیروزی در حق او داد. در همین زمان قیصر خواهان مقام کنسولی شد. به علت مخالفت پنهان سنا با این درخواست قیصر، او نخستین «تریوم ویراتوس» یا شورای سه نفره را با پومپیوس و کراسوس بنیاد نهاد (سال ۶۰ ق. م). در این شورا پومپیوس و کراسوس متعهد شدند که در رسیدن قیصر به مقام کنسولی به او کمک کنند. در نهایت در سال ۵۹ ق. م قیصر به مقام کنسولی رسید. قیصر در دوران کنسولی، با نادیده گرفتن سنا، دو لایحه ارضی به انجمن‌های قبیله‌ای روم عرضه کرد که به علت نادیده گرفته شدن سنا در مراحل تصویب آن؛ تأثیر زیادی بر کاهش قدرت سنا در دوران جمهوری داشت. وی همچنین برای آنکه سنا را زیر نظر عامه قرار دهد افرادی را مامور نمود تا «کرده‌های روزانه» سنا را بنویسند و روی دیوارهای فروم‌ها بچسبانند. از روی این گزارش‌ها رونویسی می‌شد و به دست نامه بران خصوصی به همه نقاط جمهوری می‌رسید. در پایان دوره کنسولی، قیصر خود را فرمانده لژیون‌های دامنه جنوبی آلپ کرد. چون بر طبق قانون جمهوری روم هیچ سپاهی حق ماندن در ایتالیا را نداشت، او به وسیله این لژیون بر سراسر شبه جزیره ایتالیا سلطه نظامی می‌یافت. او همچنین برای رسیدن دوستانش گابینیوس و پیسو به مقام کنسولی به آنها مساعدت کرد و کلودیوس را در رسیدن به مقام تریبونی یاری داد.

تسخیر گل

تصویر نیمرخ یک اسیر از اهالی گل، که بر روی یک سکه نقره رومی حک شده‌است

ژولیوس سزار به هزینه خود و بدون کسب اجازه از سنا علاوه بر چهار لژیونی که در اختیار داشت، چهار لژیون دیگر فراهم و مجهز کرد. تصمیم سزار به فتح سرزمین گل به گفته بسیاری از مورخین از مهمترین وقایع دوران کلاسیک است که منجر به ورود فرانسه کنونی به دامنه فرهنگ لاتین شد. وی ابتدا در نزدیکی اوستهایم (در شانزده کیلومتری باختر راین) با ژرمن‌ها رو به رو شد و به روایت خود او تقریباً همه آنان را کشت یا به اسارت در آورد (سال ۵۸ ق. م). بلافاصله پس از این هجوم، سزار به این بهانه که راه دیگری برای حفظ سرزمین گل دور از دستان بربرها (ژرمن‌ها) نیست؛ به آن سرزمین لشکرکشی نمود. وی به مدت دو سال با شدتی غیر معمول به سرکوب قبایل گل پرداخت. در نهایت در سال ۵۶ ق. م سنا سرزمین گل را یک ایالت رومی اعلام کرد. در همین زمان ژولیوس سزار به بریتانیا حمله برد. او از باریکترین نقطه دریای مانش با نیروی کوچک عبور کرد، بریتانیایی‌ها را که آمادگی نداشتند شکست داد و در سال ۵۵ ق. م به گل بازگشت. او یک سال بعد دوباره به این جزیره حمله کرد و اینبار بر قبایل محلی که تحت فرمان کاسیولانوس متحد شده بودند چیره شد و تا رود تایمز پیش روی نمود و بعد از گرفتن وعده خراج دوباره به گل بازگشت. حمله به گل، سرزمینی دوبرابر شبه جزیره ایتالیا را به روم افزود؛ ایتالیا را به مدت چهار قرن از تاخت و تاز ژرمن‌ها رهایی داد و خود او را به اوج توانگری و ناموری رساند.

سیسرون در اینباره سرودی در ستایش او ساخت به این مضمون:

من نه کوه‌های آلپ و نه راین جوشان و خروشان را، بلکه قیصر را سپر و سد راستین ما در برابر تاخت و تاز قبایل بربر می‌شمارم. اگر کوه‌ها به همواری دشت‌ها شود و رودها بخشکد، ما نه در پناه دژهای طبیعت بلکه در سایه پیروزی‌های قیصر است که ایتالیا را استوار و ایمن داریم.

دوران انحطاط دموکراسی در روم

در مدت دومین دوره پنج ساله اقامت قیصر در گل، فساد مالی و خونریزی محیط سیاسی رم را چنان آشوبناک کرده بود که تا آن هنگام سابقه نداشت. پومپیوس و کراسوس، در مقام کنسولی، هدف‌های سیاسی خود را با رشوه دادن در انتخابات، ارعاب قضات و گاه آدمکشی تعقیب می‌کردند. چون دوره کنسولی این دو پایان یافت؛ کراسوس سپاه بزرگی بسیج کرد و برای جنگ با ایران رهسپار سوریه شد. سپاه او از فرات گذشت و در حران توسط سواره نظام پارتی غافلگیر و متلاشی شد. خود کراسوس از کشته‌های این جنگ بود. مرگ کراسوس شورای سه نفره را از میان برد. اگر کراسوس زنده می‌ماند دیکتاتوری قیصر یا پومپیوس امکان بروز نمی‌یافت. از آن پس پومپیوس آشکارا به دشمنی با قیصر پرداخت.

جنگ داخلی

مجسمه‌ای از پمپه

پومپیوس چون می‌دانست که مدت فرماندهی سزار در سال ۴۹ پ. م به پایان می‌رسد، احکامی صادر کرد که فرماندهی سزار را تا سال ۴۶ پ. م دوام می‌بخشید و همچنین همه ایتالیایی‌های قادر به حمل سلاح را وادار نمود تا برای او سوگند وفاداری یاد کنند. در این زمان شورش بزرگی در رم به وقوع پیوست که منجر به آتش زدن ساختمان سنا توسط گروهی از مردم شد. پمپه این شورش را سرکوب نمود و به عنوان پاداش از سنا خواست که به مقام «کنسول یگانه» برگزیده شود و این عبارتی بود که به اعتقاد کاتو بهتر از عنوان «دیکتاتور» جلوه می‌کرد. درخواست پومپیوس پذیرفته شد. سپس او به انجمن قبیله‌ای رم دو لایحه ارایه کرد؛ یکی درباره «مبارزه با فساد سیاسی» و دیگری درباره «الغای حق نامزدی برای مقام کنسولی در حال غیبت از رم» که هر دو لایحه پذیرفته شد. در این زمان سزار به این نتیجه رسیده بود که دموکراسی به حکم قاعده افلاطون سقوط کرده‌است: آزادی به افسارگسیختگی مبدل شده و هرج و مرج موجبات محو آزادی را فراهم کرده بود. سزار اعلام کرد که جمهوری مرده‌است و گفت که جمهوری اکنون «فقط نامی است بی سر و ته» و از دیکتاتوری گریزی نیست. سزار در این زمان پنجاه و چهار سال داشت؛ و دوره فرمانرواییش در گل در اول مارس سال ۴۹ به پایان می‌رسید. در این زمان مارکوس مارکلوس به سنا پیشنهاد کرده بود که سزار پیش از به سر رسیدن مدت خدمتش از فرماندهی برکنار شود و کاتو به صراحت می‌گفت که امیدوارست سزار برکنار، تعقیب، محاکمه و از ایتالیا تبعید شود. در واپسین روزهای سال ۵۰ ق. م سنا اعلام کرد که اگر سزار تا روز اول ژوئیه دست از فرماندهی نکشد دشمن ملت است. در نخستین روز سال ۴۹ پ. م کوریو نامه‌ای را در سنا خواند که در آن سزار موافقت کرده بود همه ده لژیونش جز دوتا را رها کند، به شرط آنکه تا سال ۴۸ پ.م در مقام فرماندهی باشد؛ اما افزوده بود که رد این پیشنهاد به منزله اعلام جنگ خواهد بود. سیسرون در دفاع از این پیشنهاد سخن گفت و پومپیوس هم به آن رضایت داد اما سناتورها دخالت کردند و فرستادگان سزار (کوریو و آنتونیوس) را از عمارت سنا بیرون راندند. در نهایت سنا با دلایل کاتو، لنتولوس و مارکلوس موافقت نمود و به پومپیوس فرمان داد که «پاس دارد تا به کشور گزندی نرسد» که این عبارت سنا به معنای اعلام حکومت نظامی بود. سزار پس از آگاهی از وقایع رم سربازان لژیون سیزدهم خود را، که مورد علاقه خاص او بود، احضار و چگونگی اوضاع را برای ایشان بازگفت. نخستین کلمه این سخنرانی لژیون را شیفته‌اش کرد «همسنگران!». در این سخنرانی سزار سربازان خود را از پیشنهاد خود به سنا و پاسخ سنا به آن مطلع ساخت و به آنها گفت که از نظر او چنین آریستوکراسی لیاقت آنرا ندارد که بر روم حکومت کند. در روز دهم ژانویه سال ۴۹ پ.م سزار این لژیون را از روبیکون گذراند. از او نقل کرده‌اند که در این هنگام گفت: «قرعه فال را زدند» شهرهای ایتالیا یکایک دروازه‌هایشان را به روی او و لژیون‌هایش می‌گشودند. در روز شانزدهم مارس بی آنکه با مقاومتی رو به رو شود با دستهای بی سلاح وارد رم شد. او نخست عفو عمومی اعلام کرد و نظم را برقرار نمود. سزار از سنا خواست که او را دیکتاتور بنامد ولی سنا نپذیرفت؛ یکبار دیگر سزار از سنا خواست سفیرانی نزد پومپیوس (که در حوالی رم اردو زده بود) گسیل دارد تا درباره صلح گفتگو کنند؛ باز هم سنا نپذیرفت. در نهایت در روز نهم ماه اوت سال ۴۸ پ. م نبرد نهایی میان لژیون‌های سزار و پومپیوس در فارسالوس در گرفت. پومپیوس چهل و هشت هزار پیاده و هفت هزار سوار داشت، و سزار بیست و دو هزار پیاده و هزار سوار. سزار به سربازانش فرمان داد تا از جان رومیانی که تسلیم اختیار کنند در گذرند؛ ولی درباره مارکوس بروتوس دستور داد تا او را بی گزند به اسارت دراورند و اگر این میسر نشد بگذارند تا بگریزد. رهبری، آزمودگی و روحیه برتر سپاهیان سزار لژیون‌های پومپیوس را شکست داد. سزارشام پومپیوس را در خیمه پومپیوس خورد. پومپیوس که از معرکه گریخته بود همه شب را تا لاریسا اسب راند؛ از آنجا رهسپار کرانه دریا شد. در موتلینه همسرش به او پیوست و سپس با کشتی راهی اسکندریه شد. پومپیوس همینکه پا به کرانه اسکندریه گذاشت توسط استقبال کنندگانش سر بریده شد، در حالی که همسرش بر عرشه کشتی که با آن آمده بودند به نظاره ایستاده بود.

مرگ

به این ترتیب، در روز ۱۲ ژوئیه سال ۱۰۰ قبل از میلاد ژولیوس سزار بنیانگذار امپراتوری روم و بزرگترین فاتح تاریخ روم باستان در شهر رم متولد می‌شود. ژولیوس سزار با فتوحات خود قلمروی امپراتوری روم را گسترش می‌دهد.

ژولیوس سزار به قدرتمندترین فرد امپراتوری روم مبدل می‌شود اما دوران قدرت او کوتاه بود و بر اثر خیانت عده‌ای از نزدیکانش توسط پسرخوانده‌اش و چند نفر دیگر با ضربه خنجر به قتل می‌رسد. سرانجام در روز ۱۵ مارس سال ۴۴ قبل از میلاد، ژولیوس سزار در توطئه‌ای که علیه وی ترتیب داده شده بود توسط چند سناتور از جمله بروتوس فرزندخوانده‌اش با ضربات خنجر به قتل رسید.



از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۵۵
نجوم


تمدن روم باستان از قرن هشتم قبل از میلاد در شبه‌جزیره ایتالیا شکل گرفت و در کنار دریای مدیترانه و به مرکزیت شهر رم چنان گسترش پیدا کرد که در قرن اول و دوم میلادی به یکی از بزرگ ترین امپراتوری های باستان (با حدود ۲۰٪ از جمعیت آن زمان) تبدیل گشت.

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیونر های آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کردند.


  • امپراتوری روم
    • ۱.۱ کالیگولا، امپراتور دیوانه
    • ۱.۲ نرون
    • ۱.۳ رم در آتش
    • ۱.۴ سالِ چهار امپراتور
    • ۱.۵ انتخابات جانشین
    • ۱.۶ امپراتوری استانی
    • ۱.۷ تراژان
    • ۱.۸ هادریان
    • ۱.۹ لژیونر رومی
    • ۱.۱۰ واحد ارتش
  • ۲ اجتماع
    • ۲.۱ شیوه زندگی رومیان
    • ۲.۲ نظم اجتماعی روم
    • ۲.۳ توده مردم
    • ۲.۴ بردگان
    • ۲.۵ زبان
    • ۲.۶ خانه‌های رومی


امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی‌ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از لژیون‌های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می‌شد.

خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان

در سال ۲۷ قبل از میلاد اکتاویان (۶۳ قبل از میلاد - ۲۴ میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می‌شود. اگوستوس، که به مدت ۴۰ سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود به‌عنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می‌داد و آنها را گارد پراتور می‌نامید.

سنای روم

کالیگولا، امپراتور دیوانه

اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (۱۲–۴۱ میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتین‌های کوچک) معروف بود، در سال ۳۷ میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین‌های سربازی کوچکی به پا می‌کرد.

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (۶۹–۱۰۴ میلادی) ثبت شده‌است، توضیح می‌دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعداً او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال ۴۱ میلادی، او را به قتل رسانند.

نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (۳۷–۶۸ میلادی) بود. در سال ۵۴ میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (۱۵–۵۹ میلادی)، شوهر دوم خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (۱۰ قبل از میلاد تا ۵۴ میلادی) بود. در نتیجه پسر ۱۷ ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت‌های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!

رم در آتش

در سال ۶۴ میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمداً آتش سوزی را آغاز کرده‌است. اما به هر حال، «نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست» و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال ۶۸ میلادی، خود کشی کند.

مجسمهٔ رومی

سالِ چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، ۴ امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (۳ قبل از میلاد تا ۶۹ میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا به‌وسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (۳۲–۶۹ میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (۱۵–۶۹ میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (۹–۷۹ میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.

انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می‌کرد؛ و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می‌شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (۳۹–۸۱ میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.

امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده‌های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استان‌های رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استان‌های درون امپراتوری روم، انتخاب می‌شدند.

تراژان

امپراتور تراژان (۵۳–۱۱۷ میلادی) در یکی از استان‌های روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراژان)، جشن می‌گرفت. این ستونها به‌وسیله مجسمه‌هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می‌دادند، تزئین شده بودند.

هادریان

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶–۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استان‌های مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی‌مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.

لژیونر رومی

مقالهٔ اصلی این رده لژیونر است.

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند.

واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال ۳۴۰ قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل ۱۰۰ سرباز می‌شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (۱۵۷–۸۶ قبل از میلاد) ارتش روم را در سال ۱۰۰ قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به۸۰ نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می‌شد که یک گروه کوچک‌تر، آسان تر کنترل می‌شد.

اجتماع

شیوه زندگی رومیان

شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، زبان لاتین، بهره مند بودند. در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که در درون شهرها زندگی می‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی‌ها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲ قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.

نظم اجتماعی روم

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم‌بندی جامعه در ابتدایی تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیازترین و قدرتمندترین شهروندان رومی، اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده‌های سیاست‌مداران انتخاب می‌شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت می کردند، از خانواده‌های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالباً تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت می‌کردند.

توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می‌شدند.

بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت‌ ترین و کم اهمیت‌ ترین کارها را انجام می‌دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می‌کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه‌های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می‌کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می‌کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان، آزادی خود را بدست آوردند.

زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی‌کند، آنرا «زبان مرده» می‌نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی - فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده‌اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده‌اند.

خانه‌های رومی

رومیان ثروتمند در خانه‌های بزرگ و وسیع شهری زندگی می‌کردند. درشهر پمپی به این خانه ها (ویلا) می گفتد. از بیرون جلوه این خانه‌ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده‌ای داشتند که مانع ورود دزدان می‌شد.



از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۴۶
نجوم