وبلاگ همه چیز

مشخصات بلاگ

۶ مطلب با موضوع «علمی جالب» ثبت شده است

وبسایت منتشر کننده: سایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: رضا کاظمی

منبع: The Conversation


بیگ بنگ: ممکن است شنیده باشید که الگوریتم­ها دنیا را احاطه کرده­اند. اما این الگوریتم­­ها امروزه چگونه عمل می­کنند؟ در اینجا ما نگاهی به الگوریتم­های کار می­اندازیم.

به گزارش بیگ بنگ، الگوریتم ماشین­های یادگیری کورکورانه برای هدف ریاضی تعیین­ شده توسط طراحان آنها کار می­کنند. ضروری است که این کار، رفتار اخلاقی را در نظر بگیرد. چنین سیستم­هایی از محبوبیت بسیاری برخوردارند. شرکت­ها از آنها استفاده می­کنند تا تصمیم بگیرند که شما چه خبری را ببینید و یا با چه کسی به صورت آنلاین قرار بگذارید.

دولت ها شروع به گسترش تولید ماشین­های یادگیری برای کمک به ارائه خدمات دولتی و انتخاب افراد برای بازرسی نموده­اند. با این حال، الگوریتم­هایی که این سیستم­ها را اداره می کنند بسیار ساده­تر از آن می­باشند که شما ممکن است تصور کنید. آنها با یک ماشین حساب جیبی بیشتر از ربات علمی- تخیلی رمان آیزاک آسیموف وجه اشتراک دارند. به طور پیش فرض، آنها زمینۀ فعالیت و پیامدهای اخلاقی تصمیمات خود را درک نمی­کنند.

پیش­بینی­های الگوریتم ماشین یادگیری از کلیت بخشیدن به مثال داده می­شود، و نه دانش کارشناس. به عنوان مثال، یک الگوریتم ممکن است از وضعیت مالی شما برای پیش­بینی شانس شما به طور پیش فرض در وام استفاده کند. این الگوریتم در مورد امور مالی مشتریان تاریخی که پیش فرض را انجام داده یا نداده باشند، آموزش داده می­شود. به همین علت، سیستم اخلاقی یک ماشین یادگیری باید به عنوان یک فرمول ریاضی صریح ارائه شود و این مسئله، کار ساده­ای نیست.


یادگیری از داده­ها

جایی که من کار می­کنم، سیستم ماشین­های یادگیری را برای دولت و همچنین شرکت­های داخلی و خارجی طراحی و ساخته است که شامل چندین پروژه است که در آن رفتار محصول، دارای پیامدهای اخلاقی است. یک دانشگاه که تصمیم می­گیرد به رویکرد پیش رو برای ثبت نام دانش آموزان نظری بیاندازد را تصور کنید: به جای اینکه انتخاب خود را بر اساس نمرات قبلی انجام دهد، دانشگاه دانشجو را با پیش­بینی عملکرد خوبش، ثبت نام می­کند.

دانشگاه می­تواند برای این پیش­بینی از الگوریتم ماشین یادگیری و اطلاعات تاریخی در مورد متقاضیان قبلی و عملکرد آنها، استفاده کند. چنین آموزش­هایی به روش بسیار خاصی صورت می­گیرد. الگوریتم دارای پارامترهای بسیاری است که رفتارهای آن را کنترل می­کند و آموزش شامل بهینه­سازی پارامترها برای برآوردن اهداف خاص ریاضی مرتبط با داده­ها می­باشد. ساده­ترین و رایج­ترین هدف این است که (الگوریتم) قادر به پیش­بینی داده­های آموزشی ​​به طور دقیق باشد. برای دانشگاه، این هدف الگوریتمی دارد که می­تواند نمرات متقاضیان را به درست­ترین حد ممکن پیش­بینی کند.


اهداف اخلاقی

اما یک هدف پیش­بینی شده ساده مانند “ایجاد کوچک­ترین اشتباهات ممکن” می­تواند به طور غیرمستقیم تصمیم­گیری غیر اخلاقی ایجاد کند.

چندین مورد مهم که اغلب توسط این هدف مورد استفاده قرار گرفته­اند را در نظر بگیرید:


۱- افراد مختلف، اشتباهات مختلف

از آنجا که الگوریتم به طور متوسط، تنها در مورد میزان اشتباهات خود ​​بر روی تمام داده­های آموزش توجه می­کند، ممکن است “دقیق بودن”ها در افراد مختلف، متفاوت باشد. این اثر اغلب برای اقلیت­ها به وجود می­آید: در داده­های آموزشی میزان کمتری از آنها وجود دارد، بنابراین الگوریتم برای تخمین ضعیفی از نمرات آنها، بدان صورت تاوان نمی­دهد.

به عنوان مثال، برای یک دانشگاه، ممکن است الگوریتم پیش­بینی نمرات در یک دوره مربوط به مردان ۹۰٪ دقیق باشد، اما برای زنان ۵۰٪. برای مقابله با این مسئله، دانشگاه باید الگوریتم دقت را به همان اندازه هم برای مردان و هم برای زنان تغییر دهد.


۲- الگوریتم قابل اطمینان نیست.

الگوریتم­های ماشین یادگیری ساده، “بهترین حدس” را پیش بینی می­کنند، اما الگوریتم­های پیچیده­تر قادر به ارزیابی میزان اطمینان خود در این پیش­بینی هستند. اطمینان از اعتماد دقیق نیز می­تواند بخش مهمی از هدف الگوریتم باشد. به عنوان مثال، دانشگاه ممکن است بخواهد یک اصل اخلاقی مانند «سود شک و تردید» را برای متقاضیان با علائم پیش­بینی نشده مشخص کند.


۳-تعصب تاریخی

الگوریتم دانشگاه یاد گرفته که به طور کامل از داده­های تاریخی، پیش­بینی خود را انجام دهد. اما اگر استادانی که نمرات این داده­ها را می­دهند، تعصب داشته باشند (مثلا در برابر یک اقلیت خاص)، پیش­بینی­های جدید نیز تعصب مشابهی خواهند داشت. دانشگاه باید برای جبران آن با تغییر هدف الگوریتم، این تعصب را در پذیرش آینده­اش حذف کند.


۴-اولویت های متضاد

سخت­ترین عامل ایجاد یک هدف ریاضی مناسب این است که ملاحظات اخلاقی اغلب در تضاد هستند. برای دانشگاه، افزایش دقت الگوریتم برای یک گروه اقلیت، دقت آن را برای دیگر گروه­ها کاهش می­دهد. هیچ سیستم پیش­بینی کامل نیست و محدودیت­های آنها همیشه بر برخی دانشجویان بیشتر از دیگران تأثیر می­گذارد. تعادل این عوامل رقابت کننده در یک هدف واحد ریاضی یک مسئله پیچیده و بدون پاسخ واحد است.


ساختمان الگوریتم­های اخلاقی

این تنها چند مورد از ملاحظات اخلاقی پیچیده برای یک مسئله به ظاهر ساده است. پس چگونه این دانشگاه، یا یک شرکت یا دولت، رفتار اخلاقی سیستم ماشین­های یادگیری خود را تضمین می­کنند؟ در اولین قدم، آنها می­توانند یک مهندس اخلاق برگزینند. وظیفه این مهندسین این است که الزامات اخلاقی سیستم را از طراحانش استنباط کنند سپس آنها را به یک هدف ریاضی تبدیل تبدیل کرده و توانایی الگوریتم را برای رسیدن به این هدف در هنگام تولید، کنترل کنند.

متأسفانه، این نقش در حال حاضر روی حوزه عمومی “دانشمند داده” (اگر اصلا وجود داشته باشد) متمرکز شده و مورد توجه قرار نگرفته است. تولید یک ماشین یادگیری اخلاقی کار ساده­ای نیست بلکه نیاز به تعادل اولویت­های رقابتی، درک انتظارات اجتماعی و حسابداری برای انواع معایب می­باشد. اما این تنها راه برای دولت­ها و شرکت­هاست تا مطمئن شوند استانداردهای اخلاقی جامعه انتظار حمایت دارند.


وبسایت منتشر کننده: سایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: رضا کاظمی

منبع: The Conversation


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۰:۰۶
نجوم

وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: منصور نقی‌لو

منبع: ScienceAlert



بیگ بنگ: شاید هیچگاه این مسئله به ذهن­تان خطور نکرده باشد که چرا جهان فقط سه بعد فضایی دارد، اما این سوال از خیلی وقت پیش فیزیکدانان را به چالشی جدی کشیده است. ایده­ای که فیزیک ذرات را با چیزی به نام «نظریه گره» ترکیب می­کند نه تنها می­تواند توضیحی قابل­ قبول عرضه کند، بلکه بینش ما را نسبت به عواملی که جهان چند لحظه پس از پیدایش آنها را تجربه کرد، گسترش بدهد. حجم­های ساکن فضا که دارای سه درجه آزادی به نام­های عرض، عمق و طول هستند، به نظر خیلی اساسی می­رسند، اما تصور جهانی به صورت دیگر خیلی دشوار است.


به گزارش بیگ بنگ، مکعبی چهاربعدی را به عنوان یک جسم واقعی فرض کنید و حالا سریع احساس خواهید کرد که مغرتان الگویی را دنبال می­کند. ما نمی­توانیم این احتمال را رد کنیم که ابعاد دیگری از فضا وجود دارد اما به سادگی نمی­توانیم آنها را تجربه کنیم. مدل­هایی مثل نظریه ریسمان راه را برای وجود نه بعد و حتی بیشتر باز می­کنند. اما تا زمانی که شواهدی قوی از وجود آن ابعاد پیدا نکنیم، باید توجه خود را معطوف مقیاسی بزرگ از انسان­ها، سیاره­ها و کهکشان­ها کنیم.


تیمی بین­المللی از فیزیکدانان به دنبال دلایل پیرامون این تعداد جادویی بوده و در حال یافتن راه­حلی قوی در مدلی موسوم به تورم گره هستند. محققان با یک اصول مشخصی به نام “لوله­های شار” کار تحقیقی خود را آغاز کردند. این اصل ریشه در مدل سازی الکترومغناطیس جیمز کلارک ماکسول در قرن نوزدهم میلادی دارد. لوله­های شار (جریان) کمابیش راهی برای توصیف کانال­های خطوط نیروی فرضی تولید شده در اثر مغناطیس هستند. ما با بارهای الکتریکی مثبت و منفی و قطب­های شمال و جنوب آهنرباها آشنا هستیم.


دنیای کوانتومی از نوع مشابهی از سیستم چسبندگی بهره می­برد. از اینرو، لوله­های شار می­توانند در مقیاس کوانتومی برای توضیح اینکه چرا ذراتی به نام کوارک­ها به هم می­چسبند تا ذراتی مثل پروتون و نوترون به وجود آورند، مورد استفاده قرار بگیرند. دنیای کوانتومی پاسخ مخصوص خود را به آن دارد. اگر یک جفت کوارک چسبیده را از همدیگر جدا کنید، لوله شار تا زمان گسلیدن و بسته شدن بسط می­یابد. انرژی موجود در آن میدان به تولید یک پاد کوارک و کوارک دیگری منجر می­شود. گاهی اوقات این جفت در تماس با یکدیگر قرار گرفته و اثر مخالفی به وجود می­آورند. برخی اوقات نیز هر کوارک به نصف مجزایی از جفت اصلی متصل می­شود تا شریک جدیدی به وجود بیاورد. وقتی جهان فقط چند میکروثانیه سن داشت، کوارک­ها وجود داشتند. پس می­توان به این دلیل تکیه زد که لوله­های شار احتمالا نقش بزرگی داشتند. این نقطه شروع برای گمانه­زنی­های پیچیده فیزیکدانان بود.


«توماس کفارت» محققی از دانشگاه واندربیلت خاطر نشان کرد: «ما پدیده مشهور لوله شار را مد نظر قرار داده و آن را به سطح انرژی بالاتری برده­ایم» گسلیدن یک لوله شار و تولید یک کوارک و پادکوارک باید پایان داستان باشد به ویژه اگر کوارک و پادکوارک دوباره یکدیگر را از بین برده باشند. اما یک استثنای عجیب وجود دارد؛ این لوله­ها به یک خط مستقیم تک­بعدی محدود هستند. آرایش­های پیچیده لوله­های شار می­تواند پایایی مختلفی داشته باشد. آنها پایدارترین نمونه در سه بعد هستند و سریعاً راهی برای تفکیک و جدایی پیدا می­کنند. وقتی جهان به قدر کافی انبساط پیدا کرد و کوارک­ها به یکدیگر متصل شدند، می­بایست فضای خالی با مجموعه­ای از این گره­های لوله شار پر شده باشد.


کیهان­شناسان این ایده را در سر دارند که جهان خیلی زود پس از پیدایش دستخوش پدیده­ای به نام انبساط قرار گرفت و در کسری از ثانیه اندازه آن از یک پروتون به اندازه یک گریپ فروت افزایش پیدا کرد. محققان به موارد فیزیکی عجیب و جدیدی در آزمایش­های خود دست پیدا می­کنند که پلاسمای کوارک­ها و ذرات آنها به نام گلوان­ها را تکرار می­کند. شاید به زودی شواهدی قوی مبنی بر تاریخچه پیچ­خورده جهان پیدا کنیم. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ European Physical Journal C منتشر شده است.


وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: منصور نقی‌لو

منبع: ScienceAlert


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۰
نجوم

وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ


بیگ بنگ: نانو ربات‌های هوش مصنوعی که در بدن کاشته می‌شوند می‌توانند ظرف ۲۰ سال آتی موجب ایجاد ابر انسان‌ها شوند. هوش مصنوعی در آینده نزدیک بسیار پیشرفت خواهد کرد. نانوربات‌هایی که به داخل بدن وارد می‌شوند، ممکن است انسان‌ها را دارای قدرت‌های ابر انسانی کند.


 به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، این تکنولوژی همچنین می‌تواند انسان‌ها را قادر به کنترل اشیای محیط اطراف خود تنها با استفاده از مغز کند. یک مخترع ارشد در مرکز نوآوری “IBM Hursley” پیش‌بینی کرد که نانوماشین‌های هوش مصنوعی به زودی طی دو دهه آینده به منظور تعمیر و تقویت سلول‌ها، استخوان‌ها و عضلات بدن وارد بدن انسان می‌شوند. نانو ربات‌ها ماشین‌های بسیار کوچک هستند. هزاران نانو ربات می‌تواند به اندازه قطر موهای یک انسان باشد.

محققان مطالعاتی در مورد پتانسیل این ربات‌های کوچک در بهبود سلامت انسان انجام داده‌اند. آنها در یک مطالعه که در مجله Nature در ۳۰ اوت منتشر شده است، دریافتند که نانو ربات‌هایی که در مناطق تحت تاثیر سرطان کار گذاشته می‌شوند، می‌توانند سلول‌های سرطانی را تنها در یک دقیقه از بین ببرند. “ویکتور گارسیا لوپز”، پژوهشگر موسسه شیمی دانشگاه “رایس” در هیوستون تگزاس آمریکا و همکارانش در مطالعه خود نوشتند: ما نشان می‌دهیم که ماشین‌های مولکولی می‌توانند از طریق دولایه‌های سلولی با استفاده از عملکردهای مقیاس مولکولی خود، بویژه اقدام نانومکانیکی، وارد بدن شوند.

در حال حاضر آزمایش‌هایی در حال انجام است که در نهایت می‌تواند به آزمایشات بالینی مربوط به انسان منجر شود و ممکن است راه را برای نجات جان بیماران مبتلا به سرطان هموار کند. نانو ربات‌ها در بدن انسان کار گذاشته می‌شوند و ممکن است حتی قدرت ابر انسانی و توانایی کنترل اشیا با ذهن را در آینده به ارمغان آورند.

“جان مک‌نامارا” از مرکز نوآوری “IBM Hursley” گفت که فناوری هوش مصنوعی ممکن است ظرف ۲۰ سال آینده تا حدی پیشرفت کند که انسان‌ها و ماشین‌ها بتوانند به طور موثر به صورت ترکیبی با هم عمل کنند. مک‌نامارا گفت که این نانوماشین‌های هوش مصنوعی وارد بدن انسان می‌شوند و مزایای پزشکی فراوانی را شامل می‌شوند که می‌توانند سلول‌ها و اندام‌های آسیب دیده را بهبود بخشند و احتمالا حتی آنها را تقویت کنند.

وی افزود که این فناوری زمانی که در انسان و در محیط اطرافش جاسازی شود، انسان‌ها را قادر خواهد ساخت تا تنها با فکر و حرکات خود همه چیز را کنترل کنند. مک‌نامارا گفت: ما شاهد ایجاد یک فناوری هستیم که می‌تواند با تکنولوژی بیولوژیکی ادغام شود و بنابراین بتواند توانایی شناختی انسان را به طور مستقیم افزایش دهد. با این حال برخی از مسئولین در مورد پیامدهای ناخواسته هوش مصنوعی نگران هستند. برای مثال یک انسان ممکن است تصمیمات ماشین را بیشتر از خودش بپذیرد. فیزیکدان نظریه پرداز، “استیون هاوکینگ” هشدار داده است که توسعه بیش از حد هوش مصنوعی ممکن است منجر به نابودی نژاد بشر شود.


وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۰:۵۶
نجوم

وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: سحر الله وردی

منبع: ScienceAlert



بیگ بنگ: سوالاتی در مورد اینکه آیا حقیقت ما یک شبیه­سازی از چیز عمیق­تری است، فیلسوفان و اندیشمندان را از زمان افلاطون به فکر فرو برده است. تعدادی از فیزیکدانان نشان دادند که عجایب کوانتوم از جمله پیچ و تاب در فضا-زمان قابل شبیه­سازی نیست و این مسئله را مطرح کردند که «ماتریس» هیچ پاسخی ندارد.

به گزارش بیگ بنگ، فیزیکدانان نظری مثل زوهار رینگل و دمیتری کووریژین از دانشگاه آکسفورد یک بلوک جامد را برای حل الگوریتم­های شبیه­سازی­های کوانتومی “مونت کارلو” کشف کردند. توضیحش این است که اساسأ ما نمی­توانیم فیزیکی که حتی دربارۀ بزرگترین کامپیوتر می­دانیم را شبیه­سازی کنیم. می­توان گفت احتمالا شما در یک شبیه­سازی کامپیوتری نیستید. شبیه­سازی­های “مونت کارلو” در واقع محاسباتی مبتنی بر نمونه­های تصادفی یک سیستم هستند. آنها مختص فیزیک کوانتومی نیستند، اما برای تبدیل دنیای فازیِ شایدها به چیزی کمی قابل پیش­بینی­تر سودمندند. همچنین آنها می­توانند مسائل خاصی را حل کنند سیستم هایی که شامل چند شی کوانتومی در حال حرکت می­باشند.



هرچند، شبیه­سازی­های “مونت کارلو” به هیچ وجه بی نقص نیستند. در این سیستم خنثی کردن مثبت­ها و منفی­ها می­تواند رخ دهد که آن را «مسئله نشانه» می­نامند. نمایشِ بدون نشانه می­تواند به حل این مسئله کمک کند، اما طریقۀ انجام آن برای بسیاری از مسائل فیزیک، هنوز نامشخص است. در واقع، برای برخی از مسائل غیرممکن است.

این سئوالی است که رینگل و کووریژین به دنبال پاسخ آن بودند؛ آیا نوعی مانع در کشف یک روش “بدون نشانه” برای کاربرد شبیه­سازی­های “مونت کارلو” در سیستم­های کوانتومی خاص وجود دارد؟ اگر این چنین نیست، آنگاه شاید در یک حمام پر از ژل دراز کشیده­اید، لوله­هایی در سرتان وجود دارد و یک کامپیوتر غول­پیکر برای تولید الکتریسیته در ناکارآمدترین باتری دنیا، شیرۀ شما را می­کشد! (درست مثل ِ فیلم ماتریکس)

اما اگر در آنجا مانعی وجود داشته باشد به این معنا است که کامپیوترهای کلاسیک هرگز نمی­توانند ریاضیات ضمنی را حل کنند تا نشان دهند ما چه چیزی در مکانیک کوانتومی می­بینیم. بقیه تضمین می­کنند که استیک ۱۰۰% از ماهیچه گاو درست شده، نه فقط کد دوتایی. در فیزیک ماده چگال پدیده­ای به نام اثر هال حرارتی وجود دارد که در آن، قرار دادن شیئی جامد با یک انتهای داغ و یک انتهای سرد درون میدان مغناطیسی، یک گرادیان حرارتی در طول آن تولید می­کند.

اگر یک فیزیکدان هستید، می توانید همین چیز را بصورت یک ناهنجاری گرانشی توصیف کنید که به ساده­ترین شکل کمی شبیه تار و پود فضا-زمانِ متمایل یا پیچ و تاب خورده است. نظریه پردازان اعداد را در مدل­های شبیه­سازی مونت کارلو، خرد کردند تا ناهنجاری گرانشی را حل کنند؛ آنها ثابت کردند که مشکلی در آنجا وجود دارد.

رینگل گفت: «کار ما پیوند جذابی بین دو موضوعِ به نظر غیرمرتبط برقرار می­کند: ناهنجاری­های گرانشی و پیچیدگی کامپیوتری. این کار نشان می­دهد که رسانایی هال حرارتی یک اثر مطلقأ کوانتومی است: اثری که هیچ مشابه ِ کلاسیک محلی، برای آن وجود ندارد.» هالیوود این سئوال را مطرح می­کند که آیا جهان چه این جهان، چه جهانِ ساخته شده به دست خودمان می­تواند از طریق نوعی کامپیوتر شبیه­سازی شود؛ این سوال در دایرۀ فلسفی جدی گرفته شده است.

فیلسوف بریتانیایی نیک بوستروم استدلال کرد که این امر بر اساس وعده­هایی برای پیشرفت­های تکنولوژیکی و زمانی، امکانپذیر می­باشد. فیزیکدانان اشاره کردند که فیزیک کوانتومی این امر را به طرز  شگفت آوری غیرمحتمل می­داند، زیرا الکترون­ها و اتم­ها، توپ­های کوچکی نیستند که به طور قابل پیش­بینی در طول فضا بچرخند. رینگل و کووریژین نشان دادند که ما در یک نسخۀ بیگانه مافوق بُعدی از ویندوز ۱۱ قرار نداریم و این یک سیستم کامپیوتری نیست که به آسانی بخواهیم تصورش کنیم. در واقع اینطور به نظر می رسد که در یک واقعیت گیر افتادیم، باید شروع کنیم بهترین استفاده را از آن ببریم. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Science Advances منتشر شده است.


وبسایت منتشر کننده: وبسایت علمی بیگ‌ بنگ

مترجم: سحر الله وردی

منبع: ScienceAlert





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۵
نجوم

سایت منتشر کننده مطلب: وبسایت علمی بیگ بنگ

ترجمه: امین میرزایی

منبع: futurism.com


بیگ بنگ: اجتناب ناپذیر بودن پیری، ممکن است یک تئوری بیولوژیکی باشد که پیشرفت های علمی در آینده ای نزدیک آن را رد کند. برخی دانشمندان معتقدند که طول عمر مفهومی عرفی است که ظاهرا ما دیگر نیاز نداریم به آن به عنوان یه قانون مطلق از طبیعت بنگریم وباید آن را از اساس بازنگری کنیم.


به گزارش بیگ بنگ، برای اینکه در نبرد بیولوژیکی بر مرگ غلبه کنیم ابتدا باید اطلاعاتمان از دشمن را بالا ببریم. پیری فرایندی است که در سطح سلولی آغاز می شود. به طور مثال، پس از تقسیم های سلولی متوالی، DNA به مرور تضعیف شده ( مثلا تلومرهایی که از کروموزوم ها محافظت می کنند تضعیف و کوتاه می شوند) و نسبت به آسیب و بیماری حساس تر می شود. برای سال ها دانشمندان امیدوار بودند که با تغییر و دستکاری در تلومرها کلید توقف پیری را پیدا خواهند کرد، اما این «کلاهک ها» که از DNA محافظت می کنند کارکرد بسیار پیچیده تری نسبت به آنچه قبلا تصور می شد دارند.

وقتی که زیست شناسان کشف کردند که تلومرها با بالا رفتن سن تضعیف می گردند، استدلال کردند که اگر طول این رشته های محافظ DNA را افزایش دهند می تواند عمر جاویدان را برایمان به ارمغان آورند. اما پس از مدتی محققان به این حقیقت پی بردند که اگر طول تلومرها خیلی زیاد شود ممکن است با پیامدهای جبران ناپذیری همچون سرطان همراه شود. و از آن به بعد آزمایشگاه های سراسر جهان به مطالعه مکانیسم های مولکولی تلومرها پرداختند تا با حفظ اندازه مناسب به اصلاح آن بپردازند.

همزمان، علم ویرایش ژنتیک پیشرفت های جالب توجهی در این زمینه کرده است. فرایند انقلابی ویرایش DNA موسوم به «CRISPR/Cas» به دانشمندان توانایی ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های حیاتی پستانداران را داده است و حتی به نجات یک دختربچه از سرطان نیز کمک کرد. مهندسی ژنتیک تنها یکی از چندین حیطۀ پزشکیِ در حال پیشرفتاست که بر روی طولانی کردن عمر انسان کار می کنند. با این حال هنوز هم بعضی معتقدند که ظرفیت بدن انسان برای همیشه نمی تواند ثابت باقی بماند و پایان آن را اجتناب ناپذیر می دانند.


جاودانگی مجازی

این روزها تکنولوژی با زندگی مدرن بشر پیوند خورده است، ما به وضوح نوعی از زندگی مجازی خود را تجربه می کنیم. با پیشرفت هایی که در فناوری های هوش مصنوعی و مغزهای مجازی در حال انجام است، این سوال به وجود می آید که در حقیقت مرز بین واقعیت مجازی و واقعیت حقیقی کجاست؟ ما می توانیم سِروِر هایی طراحی کنیم که حتی شامل بدن های فیزیکی هم باشند و به مراتب بسیار طولانی تر از بدن های فعلی ما عمر کنند. این را هم در نظر بگیرید که این بدن های رباتیک می توانند طیف بسیار گسترده تری از شرایطی که بدن های فعلیمان نمی توانند تحمل کنند را از سر بگذرانند. مثلا برای سفر به فضا طراحی سفینه هایی که نیازی به حمل آب، غذا و فضای لازم برای حیات انسان را نداشته باشند بسیار ساده و امکان پذیرتر است. حتی این هم مهم نیست که سفر به جهانی دیگر چقدر طول خواهد کشید ما حتی دیگر به اتاقک های فریز برای خواب زمستانی نیازی نخواهیم داشت.

در حالی که بسیاری اندیشمندان این ایده که بشر را خارج از بدن واقعی اش حفظ کنیم رد می کنند، صاحب نظرانی مانند ایلان ماسک در حال برداشتن گام هایی برای ادغام انسان و ماشین هستند. ماسک می گوید که در آینده ای نزدیک از لوله های عصبی ای پرده برداری خواهیم کرد که موجب رشد و افزایش کارکرد مغز خواهند شد. وقتی که کامپیوتر با مغز انسان یکپارچه شود، قابل تصور است که به افزایش کارایی ذهن و حافظه ما منجر خواهد شد.

متفکرینی همچون ماسک و شرکت های دیگری که در حال کار بر تئوری جادوانگی انسان هستند، ما را وادار می کنند که درباره مفهوم اجتناب ناپذیر بودن مرگ بازنگری کنیم، و سوال های جدیدی برایمان رقم بخورد، مثلا بر سر مفهوم زندگی و مرگ چه خواهد آمد؟ چه چیزی زندگی را از مرگ جدا می کند؟ برای افزودن ۱۰۰ سال به عمر خود چه قیمتی باید بپردازیم؟ برای ۱۰۰۰ سال چطور؟ با پیشرفت هایی که در آینده در تکنولوژی شاهد خواهیم بود احتمالا به زودی و یا شاید هم کمی دیرتر به جواب سوال های خود خواهیم رسید.


سایت منتشر کننده مطلب: وبسایت علمی بیگ بنگ

ترجمه: امین میرزایی

منبع: futurism.com


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۲۸
نجوم

امواج آلفا (به انگلیسی: Alpha Wave) سومین موج تولید شده توسط مغز می باشد.

فرکانس امواج مغزی، در حالت بیداری کامل از ۱۴ تا ۲۱ سیکل در ثانیه متغیر است که آن را امواج مغزی بتا می گوییم. زمانی که به هر دلیلی هوشیاریمان کم می شود، مثال: وقتی برای خوابیدن روی تخت و یا زمین دراز می کشیم و حالت خواب بر ما تسلط پیدا می کند، پلکهایمان سنگین می شوند،حسش خیلی نزدیک به خواب است، ولی هنوز صدای محیط را می شنویم.

در این شرایط امواج مغزی ما کاهش پیدا کرده است، و حدودا چهارده سیکل در ثانیه است و هر چه احساس خواب آلودگی بیشتر بشود امواج نیز بیشتر و بیشتر کاهش می یابد.

محدوده فرکانس امواج مغزی آلفا چهارده تا هفت سیکل در ثانیه است و همانطور که بیان شد

هر چه خواب آلودگی بیشتر بشود یعنی امواج نیز کاهش بیشتر ی یافته است.

ابتدای محدوده آلفا حالتی از یک خواب سبک است وقتی که به تدریج خوابمان عمیقتر می گردد.

امواج مغزی آلفا در اختیار محدوده ناخودآگاهی ما قرار دارد، و مرز بین دو نیمکره مغز بشمار می آید.


امواج الفا

امواج اصلی مغز

آلفا یکی از چهار موج اصلی مغز (دلتا، تتا، آلفا و بتا) است که در دستگاه ثبت امواج مغز به چشم می خورد. این امواج، ولتاژ های الکتریکی را در مغز به نوسان درمی آورند اما ولتاژ آنها بسیار پایین است. (چند میلیونیم ولت)، نوسان امواج آلفا حدود ده بار در ثانیه و محدوده آن 8 تا 13 دور در ثانیه است.


کشف و الفبای لاتین

«آلفا» اولین حرف الفبای لاتین است و به این دلیل اسم این موج را آلفا گذاشتند که اولین موج کشف شده از 4 موج مشخص مغز است. امواج الفا توسط روانشناسی به نام هانس برگر در حدود سال 1908 کشف شد. تاکنون هزاران دانشمند، به مطالعه امواج مغزی پرداخته‌اند بنابراین اطلاعات زیادی در این مورد که موج آلفا چیست و چه چیز باعث ظاهر و ناپدید شدن آن در مغز ما می شود، در دست است.

هنگام خواب عمیق هیچ آلفایی وجود ندارد، همچنین زمانی که فرد تحت تاثیر عصبانیت یا ترس شدید قرار دارد نیز هیچ موج آلفایی در کار نیست. هر یک از چهار موج اصلی مربوط به سطح متفاوتی از آگاهی است و هرکدام فواید جداگانه ای دارد. هرگاه توانایی به جریان انداختن موج مغزی مورد نیاز را نداشته باشیم، دچار مشکل خواهیم شد. به طور مثال اگر نتوانیم امواج دلتا و تتا را به جریان بیندازیم، دچار بی خوابی می شویم. از طرفی دیگر کسانی که می توانند در هر موقعیت، امواج مغزی مناسب با آن موقعیت را به جریان اندازند، افراد مستعدی محسوب می شوند. چهار موج اصلی مغز را می توان به چهار دنده یک اتومبیل تشبیه کرد. موج دلتا (آهسته ترین موج) دنده اول است. تتا دنده دوم، آلفا دنده سوم و بتا دنده چهارم است.


امواج آلفا به خلاقیت فرد کمک می کند

دانشمندان نشان داده‌اند که امواج مغزی افراد خلاق با افراد عادی و غیرخلاق تفاوت دارد. مغز انسان برای داشتن الهامات خلاق باید قادر به ایجاد مقدار زیادی امواج آلفا، عمدتاً در ناحیه چپ مغز باشد. این افراد می توانند برای حل مسائلی که با آن برخورد می کنند، امواج آلفای تولید شده را به کار گیرند. مردم عاری از خلاقیت، وقتی با مسئله ای مواجه می شوند، نمی‌توانند امواج آلفای بیشتری تولید کنند و به این ترتیب نمی‌توانند ایده های خلاق داشته و از پس حل مسائل برآیند. بنابراین هرگاه کسی بینش یا الهامی داشته باشد، می توان حدس زد که مغز او در آن زمان بیش از حد معمول امواج آلفا تولید کرده است.


تفاوت امواج مغزی

یکی از تفاوت های عمده بین قهرمانان ورزشی و ورزشکاران مبتدی، تفاوت در امواج مغزی آنان است. درست پیش از اینکه یک قهرمان تیراندازی بهترین شلیک خود را بکند، یک سری موج آلفا در قسمت چپ مغز او تولید شده است. چند هفته مطالعه بر روی افرادی که مشغول آموزش تیراندازی بودند نشان داد که با پیشرفت شان در تمرینات، به تدریج میزان اموج آلفا در سمت چپ مغز آنها بیشتر می شود و این میزان از امواج در نوآموزان تیراندازی وجود ندارد بلکه میزان آن به تدریج افزایش می یابد.



برگرفته از ویکیپدیا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۵ ، ۲۰:۵۴
نجوم